ناظم الاسلام كرمانى

358

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

مظفر الدين شاه را دربارهء علماء متغيّر كنند لذا صورت استشهادى در اسلامبول و كردستان در خفاء تمام كردند كه مظفر الدين شاه محرك شده است ارامنه را بر قتل سلطان عبد الحميد و در همين اثناء يك كالسگه كه در آن بامب بود در اسلامبول نزديك به مسجد سلطان تركيد و يك نفر جوان ارمنى اين تدبير را كرده بود كه سلطان را بقتل رساند در اين ايام در طهران عباسعلى خان شوكت صورت استفتائى نوشت و از آقاى بهبهانى جواب گرفت كه صورت سؤال باينمضمون بود : چيست حكم كسى كه محرك شود ارامنه را بر قتل پادشاه اسلام ( صورت جواب قريب به اين مضمون بود ) هركس كه محرك شود ارامنه را بر قتل سلطان اسلام او مفسد است و حكم مفسد بنصّ شريفهء قرآن قتل و صلب و نفى است الخ استفتاء را آوردند خدمت آقاى طباطبائى كه ايشان هم چيزى بنويسند جنابش بواقعه مسبوق و كاغذ را دور انداخته متغيّر شده و فورا در مقام علاج برآمده و بتوسط جناب آقا ميرزا محسن پيغام داد براى آقاى بهبهانى كه اگر اين استفتاء را پس نگيريد پادشاه بر ما متغيّر خواهد شد و زحمات ما بهدر خواهد رفت ديگران جناب اعتماد الاسلام آقا سيد علاء الدين داماد ديگر آقاى بهبهانى را ديده او را محرك شدند كه آقاى بهبهانى را ملاقات كند ليكن جناب آقا ميرزا محسن كار را به خوبى انجام داد و آنچه لازم بود بجاآورد و آقاى بهبهانى را با آن قوت قلب كه همه‌كس ميداند ترسانيد تا آنكه آقاى بهبهانى بنفس نفيس خود بسفارتخانه عثمانى رفت و بهرقسم بود استفتاء را گرفته پاره كرد و فرمود شما با من دوست و من با شما دوستم اين استفتاء يك روز موجب قتل من ميشد و باعث اضرار و فتنه بارى خورده كاغذها را برداشت و همان ساعت آمد منزل آقاى طباطبائى و مژدهء معدوم شدن استفتاء را داد اين بود واقعهء تكفير . نگارنده كه اين بيان را بطريق اختصار باجزاء انجمن گفت فرح و انبساطى فوق العاده شامل همگى گرديد . ديگر از وقايع تاريخى كه اين ايام در انجمن مذاكره شد اين است كه بايد داعى به ايلات فرستاد و سرداران ايران را از قبيل سردار ارفع معز السلطنه و حاج على قلى خان سردار اسعد و امير مفخم و ساير سرداران بختيارى و سرداران قشقائى و ايل شاهسوند و غيرها را با خود كنيم و نيز تجارتخانه‌هاى معتبر را از قبيل جمشيديان و جهانيان و غيرهما را با خود متحد كنيم كه در موقع مفيد افتد . ديگر آنكه از قراريكه مسموع مىشود از طرف روسها بعض اقدامات مىشود و بعضى را پول ميدهند نميدانيم مقصود از اين پولها چه مىباشد و روسها براى چه پول خرج ميكنند آقايان علماء اجراء دستخط شاه و عدالتخانه را تقاضا ميكنند جمعى از دوست‌داران وطن در خيال اصلاح ادارهء دولت گروهى در خيال عزل عين الدوله و نصب امين السلطان ميباشند اينها هيچ كدام راجع بروس نميباشد خرج كردن روس و انگليس و دلسوزى آنها براى ما از روى چه مأخذ است . جناب ذو الرياستين فرمود پول دادن انگليس و روس را ببعضى منهم شنيده‌ام ليكن معلوم نيست واقعيت داشته باشد نگارنده گفت من از جاهاى ديگر اطلاعى قطعى ندارم و ليكن بطور قطع و يقين ميدانم كه در چند شب قبل از اين هزار تومان از طرف روسها براى آقاى طباطبائى برده‌اند و جنابش رد